چرا کار بینی خود را پنهان نمی کنم

لب ، گونه ، پوست ، ابرو ، مژه ، اندام ، پوشش سر ، کارمین ، رژ لب ، کلوزآپ ، گتی ایماژ

من تقریباً 10 سال پیش در آستانه 17 سالگی عمل جراحی بینی انجام دادم. من سالهای بین بلوغ را گذرانده بودم و از آن نفرت از دست انداختن افرادی که قسم خورده بودند ، قابل توجه نبود و راه پهن شدن بینی ام (از نظر طنز ، در سراسر ذهن من) وقتی لبخند زدم این زمانی بود که فیس بوک در حال تبدیل شدن به یک چیز بزرگ بود و من آخر هفته هایم را مدام وارد سیستم می کردم تا بررسی کنم آیا در هر عکسی برچسب گذاری شده ام یا خیر و اگر آنها را با عصبانیت حذف کردم. یک اتفاق مخصوصاً رقت انگیز را به خاطر می آورم که در یک مهمانی پس از آنکه یکی از دوستانم از پاک کردن تصویر گروهی که از دوربینش متنفرم متنفر شد ، دچار هیستریک شدم و اینکه چقدر ناراحت شدم روزها بعد. با نگاهی به عکسهای خودم ، می توانم ببینم که دید من چقدر اغراق آمیز بود ، نه تنها در مورد بینی من ، بلکه سایر چیزهای هورمونی دختر نوجوان - من چاق نبودم ، ابروهای من قطعاً هرگز نیازی به موج دار شدن ، والدین وحشتناک ترین والدین جهان نبودند. هنوز هم ، در آن زمان ، تمام چیزی بود که دیدم وقتی به آینه نگاه کردم.

اخبار جدید Netflix در سال 2018

به گفته مادرم ، چیزی که من از بینی خود متنفرم به مدت دو سال در تب بود که پس از دیدن تغییر شکل اشلی سیمپسون ، درخواست جدی برای جراحی پلاستیک را شروع کردم. دکتر راج Kanodia ، که در آن زمان بود دکتر 90210 (که من با اعتقاد مذهبی تماشا می کردم ، آیا حدس می زدید؟) ، شایعه شده بود که سیمپسون را انجام داده و التماس من به اندازه کافی قانع کننده بود که مادرم به من اجازه داد با او مشورت کنم. این بدان معنا نیست که او فروخته شده است: گذشته از چیزهای واضح - من تصور می کنم اجازه می دهم فرزندت زیر چاقو برود تا ظاهر خود را اصلاح کند چیز ترسناکی است - بزرگترین ترس او این بود که بعد از آن حتی بیشتر ناراضی شوم. وقتی به او گفتم این را می نویسم ، گفت: 'من فکر می کردم که زیبا و متمایز به نظر می آیی.' بینی شما بزرگ بود ، اما شکل خوبی داشت. در واقع فکر می کنم شما قبلاً چشمگیرتر بودید - حالا شما زیباتر هستید ، اما ظاهری کمتر دراماتیک دارید. ' اما در حین مشاوره ، كانودیا ، كه به رویكرد ظریف و هنرمندانه اش معروف است (هیچ مشكی ، پرش با اسكی از مطب خارج نمی شود) و یكی از معدود جراحانی است كه در 'جراحی زیبایی بینی بسته' متخصص است (به این معنی كه همه كارها در داخل از طریق جراحی بینی انجام می شود) سوراخهای بینی ، بنابراین هیچ جای زخمی وجود ندارد) ، با قول دادن تنها حداقل تغییرات برای پیشرفت عمده ، هر دو ما را برنده کرد.

ما جراحی را برای چند ماه بعد و در تعطیلات زمستانی برنامه ریزی کردیم. در همین حال ، من در مورد آن بدون توقف با هر کسی که گوش می داد صحبت کردم. من کاملاً مطمئن هستم که تمام دبیرستان تمام دختران من می دانستند که من در سال جدید با بینی جدیدی برمی گردم. اگرچه من پیشنهاد Kanodia را برای حضور در یک قسمت از برنامه او بدون تردید رد کردم ، اما حتی به ذهنم خطور نکرد که تصمیم را در زندگی شخصی خود محرمانه نگه دارم - من همیشه یک کتاب باز بوده ام و فکر کردم این بهتر است فقط با آن بیرون بیایید تا اینکه مردم حدس و گمان بگذارند. بعلاوه - و شاید این یک ذهنیت خاص L.A باشد - من ندیدم که معامله بزرگ چیست: اگر چیزی واقعاً شما را آزار می دهد و مشکلی وجود دارد ، چرا آن را قبول نمی کنید؟



صبح روز جراحی من مانند کریسمس بود: من به یاد می آورم که وقتی به اتاق عمل با چرخ سوار می شدم احساس هیجان می کردم و کاملاً راحت بودم ، این چیزی است که من کاملاً مطمئن هستم دیگر هرگز در مورد یک عمل دیگر نمی گویم. چند ساعت بعد ، من بیدار بودم ، باند زدم و با چرخ به ماشین منتقل شدم. واضح است که حلقه ، مادرم به من می گوید من تمام رانندگی را صرف صحبت در مورد احساس عالی خود کردم ، چطور باورم نمی شد این کار خیلی سریع و آسان باشد و چرا ما ناهار را نگرفتیم یا به بازار نرفتیم؟ واقعیت وقتی رخ داد که روز بعد از خواب بیدار شدم. بدترین چیز در مورد بهبودی ازدحام بود. هیچ درد شدیدی وجود نداشت ، فقط یک احساس متورم و سنگین سر ثابت از عدم توانایی نفس کشیدن از طریق بینی پر از گاز من وجود داشت. دومین چیز بدتر دیدن خودم در آینه بود. صورتم پف کرده بود ، پوست من کاملاً مایل به زرد بود و به نظر می رسید که به دو چشم من مشت شده است. این هر بار ناراحت کننده بود ، زیرا در بیشتر موارد ، احساس می کردم که به یک عفونت سینوسی واقعا بد مبتلا شده ام.

بعد از یک هفته ، برای ملاقات پیگیری خود وارد شدم و در طی آن دکتر Kanodia گچ ها را از روی بینی من و گاز را از سوراخ های بینی من خارج کرد. (یک یادداشت سریع: مردم در مورد کبودی ، تورم ، نفس کشیدن از دهان به شما می گویند ، اما هیچ کس اشاره ای به پاک کردن گاز نمی کند. من اکنون به شما می گویم: دور و دور ، این عجیب ترین ، زشت ترین و ناراحت کننده ترین چیز در مورد من به عقب عقب رفتم و او با استفاده از پنس به آرامی آنچه را که به نظر می رسید از گاز من به نظر می رسد از گاز من بیرون می کشد - به نظر می رسد مغز من در هم پیچیده است و بهترین راه برای توصیف آن است. اما بعد از آن تمام شد و ناگهان ، من می توانستم دوباره ، حداقل تا حدودی به طور عادی نفس بکشم. نگاه به آینه بعد از بیرون آمدن بازیگران کاملاً تعجب انگیز بود. من دوست داشتم پل چقدر صاف باشد ، اما تورم و کبودی دیدن تفاوت های دیگر را برای چند هفته دشوار می کرد. وقتی همه چیز حل شد ، می دیدم که بینی جدیدم چشمانم را باز کرده و صورت من را لاغرتر و واضح تر نشان می دهد. روزهایی بود که از نتیجه گیری شکایت داشتم هم بینی من ظریف است و هنوز بزرگ است ، اما من می دانم که این هیچ چیز خوبی است که هیچ کس هرگز شک نکرده است که من جراحی کرده ام ، و یک بینی کوچک با تمام ویژگی های قوی دیگر من کار نمی کند.

اکنون به سختی می توانم به بینی خود فکر کنم ، مگر اینکه کسی موضوع را مطرح کند یا اعتراف کند که از خود متنفر است ، در این صورت من کاملاً طرفدار جراحی زیبایی بینی هستم. این یک تصمیم سبک نیست ، اما همچنین چنین تصمیم بزرگی هم نیست ، و تسکینی که هنگام متوقف کردن هر روز صرف یک ویژگی ایجاد می شود ارزش آن را دارد.