ما باید در مورد فصل سخت چهارم 'شرلوک' صحبت کنیم

مارتین فریمن و بندیکت کامبربچ در سریال 4 شرلوک بی بی سی

قسمت های جدید داستان شرلوک هلمز امروزی بی بی سی بسیار کم و آنقدر کوتاه است که قضاوت در مورد نمایش با هر معیار عینی دشوار است. به نظر می رسد هواداران ، به همراه بسیاری از منتقدین ، ​​به طور گسترده در دو اردوگاه قرار می گیرند: یا غیبت طولانی مدت قلب آنها را چنان دوست می دارد که کورکورانه هر لحظه از فیلم های جدید را پرستش می کنند ، یا انتظار طولانی انتظارات آنها را چنان بالا می برد که به ناچار نمایش سقوط می کند کوتاه.

در گذشته ، من محکم در اردوگاه اول افتاده ام - عشق من به همه چیز شرلوک هلمز سالهاست که برمی گردد ، و من عاشق تجسم بی بی سی به ویژه با شدت نسبتاً هشدار دهنده و شایسته Tumblr هستم که اغلب من را به دلیل نقص خود کور می کند . در سری چهارم چیزهای زیادی برای عشق وجود داشت شرلوک ، که شرورانه ترین شرور خود را در فیلم Culverton Smith از توبی جونز معرفی کرد ، پیوند خاردار و صمیمی بین بندیکت کامبربچ و هولمز و واتسون مارتین فریمن را شدت بخشید و در یک فینال حماسی و کاملاً استرس زا ، در پس زمینه فاجعه بار خانواده هولمز گسترش یافت.

اما حفره های طرح به وفور یافت می شود ، تا حدی که برای این نویسندگان یک بار دقیق ، بی خاصیت به نظر می رسید. درخشان ترین پایان شل در آخرین لحظات قسمت اول فصل 'شش تاچر' بود که در آن به شرلوک یک یادداشت ظاهراً مهم از جان داده شد. در این مرحله از روایت ، مرگ همسر جان ، ماری ، گوه ای بین او و شرلوک ایجاد کرده است ، و جان BFF بی پروای سابق خود را مسئول این فاجعه (بعداً اطلاعات بیشتر) اعلام کرد. مولی ، لوئیز برالی ، قبل از اینکه یادداشت اسرارآمیز را به شرلوک بدهد و به او بگوید: 'نیازی نیست که آن را بخوانی اکنون' گفت: 'او ترجیح می دهد کسی غیر از شما را ببیند.



سریال شرلوک 4 بی بی سی

این یک لحظه بسیار آگاهانه و کاملاً خاص است که با نگاه به گذشته احساس دیوانگی می کند ، زیرا ممکن است آن یادداشت هرگز وجود نداشته باشد. قسمت زیر 'کارآگاه دروغگو' همه چیز در مورد روابط پراکنده جان و شرلوک ، درگیری وحشیانه آنها و آشتی لمس کننده آنها است - و با این حال هیچ وقت هیچ یک از آنها آنچه را که در یادداشت بود ارائه نمی دهد. مولی به شرلوک یادداشتی را که نمی خواند به هیچ وجه هدف روایی ندارد ، مگر اینکه در واقع یک نتیجه نهایی باشد. آیا موفت و گاتیس آنچه را که نوشته بودند فراموش کردند؟ آیا پایان کار در کف اتاق برش انجام شد؟ و اگر چنین است ، آیا نباید کسی تنظیمات را ویرایش می کرد؟

در فینال فصل نیز یک پایان کاملاً گیج کننده وجود دارد 'The Final Problem' ، که خواهر شرلوک از دست رفته و عمیقا ناپایدار یوروس یک بمب صبر را از طریق پهپاد به خیابان بیکر 221B می فرستد. اگر کسی حرکت کند ، منفجر خواهد شد و بنابراین شرلوک ، برادرش مایکروفت (مارک گاتیس) و جان همه در جای خود یخ می زنند ، و چند کلمه متشنج را رد و بدل می کنند تا اینکه ظاهراً خود را به سرنوشت ناگزیر ناخوشایند خود تسلیم کنند. هر سه نفر یک باره حرکت می کنند ، بمب را منفجر می کنند - شرلوک و جان از پنجره ها می پرند ، یک طبقه دو طبقه به خیابان پایین می رود - و علی رغم اینکه در انفجار گرفتار می شوند ، همه صدمه نمی بینند. آپارتمان ویران شده است ، اما در صحنه بعدی این سه نفر خراشی بر روی آنها ندارند ، و حتی یک راه پرتاب نیز وجود ندارد که به عنوان توضیح داده شود. چرا اصلاً باید انفجار را لحاظ کرد ، مگر اینکه بهانه ای برای برخی CGI های مشکوک باشد؟

سومین حفره توطئه ای که من را آزار داد ، بیشتر یک رابطه عاطفی در هسته درگیری شرلوک / جان بود. جان بی منطق سرزنش شرلوک را به خاطر مرگ مری به لطف خودزبانی نابجا و بی دلیل خودش یک چیز است - او اشتباه می کند ، اما این در نهایت در نمایش پذیرفته می شود ، و این منطقی است زیرا غم غریب است. آنچه منطقی نیست این است که شرلوک ، ماشین منطقی که جهان بینی اش با قدرت مشاهده تقریباً مافوق بشری تعریف می شود ، همراه با استدلال نادرست جان است. این نشان می دهد که شرلوک به طرز وحشیانه ای صادق است و تا حدی بی تدبیر است ، بنابراین از حساسیت به احساسات جان ساکت نمی ماند. در طول رویارویی آنها در سردخانه در 'کارآگاه دروغگو' ، من منتظر می ماندم تا سرانجام شرلوک ضربه محکم و ناگهانی بزند و بگوید ، 'واضح است که من همسرت را نکشتم ، تو مرا سرزنش می کنی زیرا x ، y و z' - که توسط به نظر می رسد که به عنوان پیشگام جان کله پاچه کردن او را بیشتر حس می کرد.

سریال شرلوک 4 بی بی سی

روند تدریجی انسان سازی شخصیتی که روزگاری خود را 'یک جامعه پرتحرک' می نامید ، تماشای آن در تمام طول جذابیت داشته است. شرلوک ، اما ممکن است این فصل چهارم کارها را یک قدم خیلی جلو برده باشد ، و قهرمان خود را در واقع یک کیسه مشت زدن احساسی ، با کمی هوش سرد و لبه های عجیب و غریب قبلی خود بسازد. اما با این اوصاف ، 'مسئله نهایی' این رویکرد را تا حد منطقی خود طی کرد - با این که یوروس شرلوک را مجبور به انجام پیچیده ای از وظایف کرد که هر یک نوع دیگری از شکنجه روانی را نشان می داد - و تماشای آن به طرز خارق العاده ای مجبور بود که منجر به آشکار سازی یک تروما در دوران کودکی استخوانزا.

اگرچه از لحاظ نظری نمایش در مورد رمز و راز و استنباط و استدلال است ، شرلوک نان و کره در ضربانهای دقیق احساسی نهفته است که در مرز بهترین نوع ملودرام قرار دارند و این هرگز واقعیت بیشتری نسبت به لحظه برقی که شرلوک مجبور به انتخاب تیراندازی به جان یا برادرش مایکروفت است ، نبوده است. نکته برجسته تر شخصیت برای من این بود که افشا شد جان قبل از مرگ مری رابطه ای عاطفی با زن دیگری داشته است ، البته فقط از طریق پیام کوتاه. این یک انتخاب تحریک آمیز بود که برخی از هواداران را درجه بندی می کرد ، اما کاملاً مطابق با آنچه جان واتسون از فریمن همیشه بوده است - یک سرباز بازنشسته که اساساً ناآرام است و به سبک زندگی شرلوک کشیده شده است زیرا او خواهان آدرنالین جنگ است. و همچنین نوعی زن زن.

بازی تاج و تخت فصل 8 قسمت 2 arya

به دلیل اینکه خیلی کم روشن است و ستاره های آن اکنون بسیار مشهور هستند و به نوعی پدیده فرهنگی تبدیل شده است ، شرلوک 'تلویزیون رویداد' است که مسلماً به اندازه یک نفرین یک برکت است. از همان ابتدای فروتنانه (اولین بار بی بی سی در سال 2010 در یک شیار نامناسب تابستانی شروع به کار کرد) نمایش تغییر شکل داده است و اکنون به نظر می رسد که هر اپیزود یک نمایش تغییر دهنده بازی است که پر از پیچ و خم و کشش و اقدامی غیرقابل تصور است. شکوفا می شود آنچه در این مرحله به اطمینان واقعی نیاز دارد ، شماره گیری مجدد آن است. در فصول ابتدایی آن شرلوک بیشتر به لذتهای ساده متصل می شد که داستانهای آرتور کانن دویل را تعریف می کرد - هولمز و واتسون با هم در تحقیق اسرار واقعی بودند ، بدون اینکه کسی مورد اصابت گلوله قرار گرفته یا منفجر شود یا بیش از حد از هروئین استفاده کند.

نمایش تقریباً پتانسیل نامحدودی برای بازی دارد. کامبربچ و شیمی فریمن ، و عشق و اشتیاق بی حد و حصر موفت و گاتیس به مواد اصلی ، خود صحبت می کنند. اگر سری پنجم از وجود دارد شرلوک ، امید من این است که جرات کند کوچکتر فکر کند.